تبليغاتX
عشق بازیگر
عشق بازیگر

فرهنگی و هنری


مگر گناه من چه بود.............................

خيلی درد داره که يه عالمه حرف توی دل باشه ولی نشه گفت...

ميخواستم اينجا عقده هايی که هفت ساله توی دلم مونده را بنويسم تا سبک بشم...

ولی نميتونم ...هر روزی که ميگذره نوشتن واسم سخت تر ميشه...به خاطر خيلی چيزا...حتی همين الان هی مينويسم ...هی دليت ميکنم...

اين جا خيلی زود دستام بسته شد...ديشب گفتم بعد برنامه ۹۰ يه ذره ميخوابم بعد ميام مينويسم ...ديگه خوابم برد.

الان دلم ميخواد يه چيزای ديگه بنويسم ولی باز میایی جلوی چشام (م.و ) ...شايد هم پاکش

کردمو .....

 

تو گفتی گریه کن تا آروم بشی ...

یه وقتهایی با گریه آروم میشدم...

دیگه هر چقدر هم اشک بریزم بازم آروم نمیشم...

تازیگیها پنجره هم داریم کنار پنجره می ایستم بی خودی نقش بازی میکنم بغض

میکنم ...بی قرار میشم...

تو گفتی بیا با خودم حرف بزن ...به خودم بگو...

نمیتونم...اگه با حرف نزدن بمیرم ...میمیرم و هیچی نمیگم...

تو گفتی دستتو بده به من و از اون گوشه بلند شو...آخه این جا هم جا شد تو

میشینی؟؟؟

ولی من دلم میخواد همیشه این گوشه ................

به زور خندیدم تا شاید غصه نخوری

به زور جلوی اشک هامو گرفتم تاشاید غصه نخوری ...

به زور غذا خوردم تاشایدغصه نخوری ...

گفتی الان حالت خوبه؟...بهت دروغ گفتم که آره

گفتی ناراحت نیستی؟...بهت دروغ گفتم که نه

گفتی حوصله  داری؟...بهت دروغ گفتم که آره

گفتی دلت گرفته؟...بهت دروغ گفتم که نه

من واسه قلب مهربونت بمیرم که منو تحمل میکنه...

دیگه تحمل خودمم واسم سخته...

دیگه به یه جایی رسیدم که آخرشه...

آخر

سه شنبه یکم دی 1388 توسط فرشید سلامت |

 من آدم بد قولي نيستم ولي ديگه نشد كه زود تر از اين بيام آپديت كنم. از شما دوستان عزيزم كه من را تنها نگذاشتيد تشكر مي كنم. هر وقت آمدم ديدم چند تا دوست خوب برام كامنت گذاشتن همتون را دوست دارم هر چند شايد همديگر را نبينيم يا از همديگر دوريم ولي باز هم همتون را دوست دارم وهميشه به يادتان هستم

 

اين روزها حوصله هيچ کس حتي خودم را هم ندارم. روزهاي سختي بر من مي گذرد . در دوراهي اميد و نااميدي مانده ام.گاهي اميد سراپاي وجودم را مي گيرد و گاهي از نااميدي دلم مي خواهد سر به بيابان بگذارم و فرار کنم. حرفهايم در کنج دلم لانه کرده اند و دهانم قفل شده است و انگار که روزه سکوت گرفته باشم. مدام با خودم تکرار مي کنم صبور باش و اميدوار. اين کلمات را مانند ذکري که با تسبيح فرستاده مي شود پشت سر هم تکرار مي کنم. تا فرصتي ندهم به آنها که مي خواهند اميدم را به نااميدي بدل کنند. ولي با اين همه باز هم لحظه هايي مي رسد که سخت دلگير مي شوم و صبرم را در آستانه لبريز شدن مي بينم. به خدا پناه مي برم و دست هاي نيازم را به سوي درگاه رحمتش مي گشايم و يقين به استجابت دارم. و اين ها از ايمان قوي نيست بلکه از آن روست که جز او کسي را براي ياري و طلب نمي يابم. و چه بد بنده اي هستم من آن زمان که وقتي دنيا بر وفق مرادم هست فراموشش مي کنم و تکيه گاهم همه چيز و همه کس مي شوند جز او و وقتي شرايط بر من سخت مي گذرد و تاب و توانم کم مي شود او را به ياد مي آورم و تنها تکيه گاهم مي شود! و چه خوب خدايي است او که در هر دو حال بنده اش را از ياد نمي برد

 

آدمي تنهاست

               و چقدر هم تنها اندوهش از تنهاييست

 وقتي سر به ديوار مي كوبد

              وقتي با جاه سخن مي گويد آيا مي داني .. ؟

             يا تنهاييش را در ازدهام از بين مي برد........

دوشنبه سی ام آذر 1388 توسط فرشید سلامت |

امیر قویدل، کارگردان سینمای ایران درگذشت

امير قويدل كارگردان سينما و تلويزيون ايران ظهر روز یکشنبه، 17 آبان ماه به علت بیماری ریوی که ماه ها به آن مبتلا در بيمارستانی در تهران درگذشت

این کارگردان ایرانی در سال 1326 در مشهد به دنیا آمد و فعالیت هنری اش را پیش از انقلاب ایران با نوشتن فیلمنامه و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم مرگ در باران در سال 1353 آغاز کرد و در تعدادی دیگری از فیلم های خاچیکیان مانند اضطراب و کوسه جنوب دستیار او بود.

در سالهای نخستین پس از انقلاب او از فیلمسازان نسبتا پر کار سینما و تلویزیون بود و فیلمهایی چون برنج خونین، خونبارش، دل نمک، ترن و سردار جنگل را کارگردانی کرده بود که داستان تعدادی از آنها به ماجراهای انقلاب و حوادث مربوط به آن می پرداخت.

فیلم بار هستی آخرین ساخته امیر قویدل بود که آماده نمایش است.

قرار است پیکر امیر قویدل روز سه شنبه، 19 آبان از مقابل ساختمان شماره دو خانه سینما در خیابان وصال شیرازی در تهران تشییع شود.

این ضایعه ی اسفناک را به نزدیک ترین کسانش،  راما قویدل و مهسا کرامتی

تسلیت عرض میکنم.

دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط فرشید سلامت |

ســـخت تریــن سوال جـــهان

کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟
کدامشان دوقلو می باشند؟
چند تا زن در عکس دیده میشود ؟
چند نفرشان خوشحال هستند؟
چند نفرشان ناراحت می باشند؟

 

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط فرشید سلامت |

بدون شــــرح

تبلیغ جالبی بر ضد سیگار و دود


 

 


ادامه مطلب

دوشنبه چهارم آبان 1388 توسط فرشید سلامت |

کوی معرفت

کوی معرفت

 

به زودی از شبکه سبلان و اول سیما

عکسهایی از تله تئاتر کوی معرفت

کارگردان : مجید واحدیزاده

 

چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط فرشید سلامت |

تسلیت ایام شهادت حضرت علی علیه السلام



امشب تمام آینه ها را صدا کنید. گاه اجابت است رو به سوی خداکنید. ای دوستان آبرودار در نزد حق، درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید.

ایام شهادت حضرت علی ع الگوی انسان کامل را به همه عزیزان وبلاگنویس تسلیت عرض میکنیم

چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط فرشید سلامت |

آگر آدم ها پیاز بودند

اگر آدم ها پیاز بودند آنوقت دیگر آدمی نبود . دیگر پیاز هم نبود . آنوقت موجود دیگری بود به جای آدم و آدم بود به جای پیاز (!) .

اگر آدم ها پیاز بودند آنوقت دیگر هیچ آدمی نبود که دیگری را به گریه وادار کند . آنوقت آدمی نبود که اشک از چشمان دیگران سرازیر کند . آنوقت آدمی نبود که عروسکی را از دست کودکی بگیرد ، جنگی به پا کند ، آدمی را به اسیری بگیرد ، و قطره اشکی از چشم کودکی به زمین اندازد (شاید هم قطره خونی را (!) ) .

اگر آدم ها پیاز بودند شاید موجوداتی که جای آدم ها بودند اینقدر بد نبودند ، چون آنها دیگر آدم نبودند . موجود بودند . اگر هم کار بدی میکردند به آنها آدم نمیگفتند و انسانیت را زیر سوال نمیبردند ، چون آنها که آدم نبودند دیگر (!) .

اگر آدم ها پیاز بودند آنوقت تنها وقتی میتوانستند اشکی سرازیر کنند که پوستی از تنشان خارج میشد . آنوقت میتوانستند گریه بیندازند که برای خورده شدن آماده میشدند .

پیاز ها خیلی خوب هستند . چون وقتی به گریه می اندازند که میخواهند تمام شوند .

ای کاش آدم ها پیاز بودند . آنوقت دیگر آدم ها کسی را در روز روشن و شب تیره به گریه وادار نمیکردند .

من پیاز ها را دوست دارم چون لقب انسانیت را یدک نمیکشند .

همین

یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط فرشید سلامت |

پس از چند ماه . . . سلام !

 
 

روزگاری است که سال و ماهمان در بی مهری و عبوسی ترک لبخند سپری می شود .

یکی گرفتار شتابزدگی ، یکی اسیر رنج های خود ساخته ، دیگری بندی تثلیث شوم زر و زور و تزویر ، و اندک مردمانی رنجور از طعم تلخ این همه که می بینند و البته صبور .

کجاست صدای بلند مردی که بخروشد و بخراشد این عفن دائمی نفس پروری و هوس پرواری را .

کجاست کلام روشن مردی که هزارو چند صد رمضان از او گذشت و هنوز و همیشه فرزند زمانه ی  خویش است و نای شکافته ی قلمش نه بر سر مهاجر و انصار که امروز پیشرفته ی بشری را هم رسم الخط عینی مدد است و مراعات همیشه ی تقلای آدمی .

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی      

                                                مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی

 

من ، همین من ساده ، همین که روزی از سلام ستاره می گفت و هنوز هم می گوید به............................................، همین من ساده ، از چهره ی کریه نیرنگ و نفاق بیزارم .

من ، همین من ساده ، با تمام قلبم "...................." را باور دارم .

 

                                                                     یا علی مدد

                                                         

شنبه هفتم شهریور 1388 توسط فرشید سلامت |

می دونم چمه

 

فقط میدونم حالم خوب نیست

حالم خرابه

انگاریه بغض نشکسته داره قلبموپاره پاره میکنه

انگارغریب افتادتواین دنیا

انگارهیچ کس جزتوجزمن

انگار

ای بابا

اینکه دوست دارم کافیه

آره اینکه دوست دارم کافیه

شنبه هفتم شهریور 1388 توسط فرشید سلامت |

توجه:

لطفا دوستان محترمی که از سر لطف مطالبی را در بخش نظرات می نویسند چنانچه انتظار پاسخ یا تعامل دارند حتما آدرس وبلاگ یا ایمیل خود را درج نمایند.

شنبه سیزدهم تیر 1388 توسط فرشید سلامت |

رسانه ديني يا دين رسانه اي

رسانه ديني يا دين رسانه اي

سريال يوسف پيامبر

مطالعه مورد پژوهانه سريال يوسف پيامبر

فيلمنامه سريال "يوسف پيامبر(ع) " به کارگرداني فرج الله سلحشور که در سال 81 (زمان رياست آقاي دکتر لاريجاني ) در ده جلد 200 صفحه اي به شوراي ارزيابي سيما فيلم ارائه شده بود و زمان تقريبي فيلمبرداري آن حدود 32 ماه به طول انجاميداز اوائل تير ماه جاري از شبکه يک سيما در حال پخش مي باشد که محمود پاک نيت، کتايون رياحي، مصطفي زماني (در نقش حضرت يوسف(ع))،پروانه معصومي، جعفر دهقان، جهانبخش سلطاني، مهوش صبرکن، اميرحسين مدرس، رحيم نوروزي و جمعي ديگر از بازيگران در اين سريال به ايفاي نقش مي پردازند.

از همان ابتدا انتقادات بسياري چه از حيث محتوا وچه از حيث ساختار در مورد اين مجموعه تلويزيوني عنوان گرديد که بازتاب هاي گسترده اي را در ميان علما و دانشگاهيان و جامعه در پي داشت.بنحوي که حدود 500 اظهار نظر در وبلاگ اختصاصي فرج الله سلحشور به اين حوزه اختصاص يافته است.بسياري از انتقادات حول محور محتوايي اين سريال بوده است که مي توان آن را در دو حوزه مذهبي و تاريخي مورد توجه قرار داد. به عنوان مثال همسران يعقوب (دو خواهر هم زمان) (جوابيه سلحشور:ازدواج حضرت يعقوب با دو خواهر هم زمان به طور متواتر در کتب تفسير و تاريخ آمده و آن زمان ازدواج با دو خواهر را بلا مانع ذکر کرده و اين نهي را به بعد از ظهور اسلام نسبت داده اند.) (1)

يا اذعان حضرت يوسف (ع)به خطا واشتباه (بر اساس عقيده شيعه که مستقيماً بر اساس دلايل قرآني و برهان‌هاي روايتي گرفته شده همة انبيا و امامان از خطا و اشتباه مصون هستند. تکرار اين دو کلمه، يعني خطا و اشتباه که در اين فيلم دائما حضرت يوسف به خود نسبت مي‌داد، خلاف صريح قرآن است. اين معنا با جمله آخر آية 24 سورة يوسف ابدا مطابقت ندارد و دست آويزي براي مخالفان بر ضد عقايد صحيح و پاک شيعه است. (2)

درهرحال مهندس ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما،مجموعه تلويزيوني"يوسف پيامبر(ع)" را بر اساس اجماع نظرات و سنديت نظريه هاي قرآني، تاريخي و روايي دانست و بر رضايت مردم از آن تاکيد کرد.وي درباره انتقادهاي برخي علما و کارشناسان به مجموعه"يوسف پيامبر(ع)" به خبرگزاري مهر گفت :«اين مجموعه موفق بوده و اين را نظرسنجي ها، تعداد مخاطبان و رضايتمندي مردم نشان مي دهد. براي توليد اين مجموعه پژوهش هاي مفصل شده است.» وي افزود: «آيات، روايات و متون تاريخي از سوي کارشناسان، علما و صاحب نظران ديني و تاريخي مورد توجه گسترده قرار گرفته است. ممکن است در بخشي يک روايت يا قرائت خاص از حادثه يا تاريخ مربوط به زندگي حضرت يوسف (ع) در يک متن معتبر به گونه اي خاص باشد، اما در تفاسير علما و بزرگان هم مسائلي هست که جامعه امروز آنها را به گونه اي ديگر اقتضا مي کند.» (3)

اما گذشته از موضوعات اسنادي در اين سريال ،بايد به اصل ماهيت پرداختن به تصوير يوسف(ع) نيز توجه نمود؛ فرج الله سلحشور براي يافتن بازيگري که در نقش حضرت يوسف از کودکي تا بزرگسالي بازي کند، مدت هاي زيادي وقت صرف کرد تا بالاخره بعد از نظرسنجي از افراد مختلف و امتحان 3 هزار بازيگر و نابازيگر، به اين نتيجه رسيد که مصطفي زماني را براي اين نقش انتخاب کند. او حتي از افرادي که براي بازي در اين سريال تست داده بودند هم درباره مصطفي زماني نظرسنجي کرد و در مجموع به اين نتيجه رسيد که او براي اين نقش مناسب است. «زماني» اهل فريدون کنار و حدوداً 24 ساله مي باشد. البته سلحشور براي انتخاب ساير بازيگرانش هم شيوه خاصي را مدنظر قرار داده بود و آنها را بر اساس صلاحيت هايي که داشتند، انتخاب کرده است. بيشتر بازيگراني هم که براي اين سريال انتخاب کرده، چهره هاي معروفي نيستند زيرا اين نکته را مدنظر قرار داده که فردي بايد در اين سريال بازي کند که کمتر شناخته شده باشد تا بيننده آنها را بيشتر باور کند. (4)

معناي رسانه ي ديني اين نيست که مسئولين فرهنگي ورسانه اي ائمه و اولياي الهي را بأيّ نحوٍ کان به عرصه توليد رسانه اي وارد نمايند!بلکه مقصود اين است که تعاليم ومعارف آن بزرگواران در طول توليدات فرهنگي مورد توجه قرار گيرد، و اين همان فصل مميز رسانه ي ديني و دين رسانه اي مي باشد.

اما وقتي سير به تصوير کشيدن امامان(ع)و انبياء الهي(ع) را در رسانه ملي مورد نظر قرار مي دهيم در اين مورد با تفاوتي آشکار روبرو مي شويم چرا که يوسف(ع) در فهم عرفي مردم به عنوان مظهر زيبايي شناخته شده است و اين معنايي در ذخائر فرهنگي ايران است که ريشه اي تاريخي در فرهنگ و ادب پارسي دارد چنانکه شعرا و ادبا ،گاه در بيان زيبايي فردي، قالب صفات را عاجز مي بينند زيبا و زيبايي را به يوسف(ع)تشبيه مي نمايند؛ چنانکه شهريار مي گويد: کارگل زار شود چون تو به گلزار آيي... نرخ يوسف شکند چون تو به بازار آيي/ يا اينکه حافظ مي فرمايد : گفتند خلائق که تويي يوسف ثاني ...چون نيک بديدم بحق تو به از آني. اينجا بدرستي مي توان فضاي فرهنگي حافظ تا شهريار را که دوره ي معاصر ماست در يک خط سير مداوم مورد توجه قرار داد .براين اساس فهم حافظ وشهريار را مي توان ملهم از فهم فرهنگي عصر هرکدام از ايشان دانست .گرچه ذکر اين نکته ضروري است که يوسف(ع) در شعر فارسي تنها به زيبايي شهرت نيافته که به پاکدامني نيز مورد توجه شعرا بوده است (به عنوان مثال :بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق.... يوسف از دامان پاک خود به زندان مي رود. /دل محالست ز ما عشوه ي دنيا ببرد ....يوسف آن نيست که فرمان زليخا ببرد و يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور...کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور(حافظ))

اما در هرحال مثالهاي فوق الذکر اين معنا را نمايان مي کند که در مورد حسن ظاهري يوسف يک فهم فرهنگي عميق در ذخيره ي اجتماعي ايران ته نشين شده است بنابراين وقتي که کسي نام يوسف را مي برد نا خودآگاه اين حسن ظاهر در ذهن او متجلي مي شود ،و پيامبري زيبارو را متصور مي شود بدون اينکه از او تصويري واقعي در ذهن داشته باشد همه اين مضامين تاهنگامي است که رسانه ،يوسفِ صد قلم گريم شده را به تصوير نکشد....

قبل از اينکه سريال امام علي(ع) پخش شود هيچ کس از مالک اشتر (ره)آن يار صديق اميرالمؤمنين (ع) تصويري در ذهن نداشت الا اينکه او را نمادي از قدرت و ولايت مداري مي دانست اما بعد از نمايش اين سريال مفهوم مالک اشتر با مصداق داريوش ارجمند شرطي شد (براي مطالعه بيشتر رجوع کنيد به :زمينه روانشناسي هيلگارد .ريتا اتکينسون، ريچارد اتکينسون، سوزان نولن هوکسما، ادوارد اسميت، داريل (مترجم): محسن ارجمند حسن رفيعي ، مرسده سميعي) ارجمندي که قبل وبعد از اين سريال هم بازيگر نقش هاي مثبت بود و هم منفي!( البته اين اقتضاي برخي بازيگران خاکستري است که اين قابليت را دارند که هم نقش مثبت بازي کنند هم منفي،موضوعي که علاوه حرفه اي بودن به ميميک صورت نيز مربوط مي شود) حال اين بازيگر نماد مالک اشتر در ذهن مردم است.( همين الان که اين متن را مي خوانيد واقعا چه تصويري از مالک در ذهن شماست؟ تصوير داريوش ارجمند برسر اسب ،يا جلوي خيمه هاي معاويه يا تصوير او در هنگامي که عسل مسموم او را از پاي درآورده ،همه اينها تصاوير داريوش است که در ذهن شما بصورت مالک متجلي مي شود. از اين گذشته حتي وقتي يک روحاني سر منبر نام حمزه را مي برد چهره آنتوني کوين در ذهن شما متجلي مي شود نه فقط شما که همه مخاطبان !) اين موضوعات اگرچه در بداهه امر قابل تفکيک بنظر مي رسد ولي مفهومي ارجاعي(restoration) را ساختار بندي مي کند.

حال تصور کنيد اين معنا در مورد مظهر زيبايي در ذخيره ي فرهنگي يک ملت مطرح شود در اين صورت نمايش صورت يوسف يعني شکستن تصويري فرهنگي از ايشان به عنوان مظهر جمال الهي در بين مردم يعني مصطفي زماني در هرنقش ديگري چه خوب چه بد نقاش و تصويرگر يوسف(ع) در ذهن مخاطب است. جالب است در کشورهاي عربي که موضوع فساد اخلاقي در آنجا براي کسي تازگي ندارد وقتي سريال (مريم مقدس) ساخته شهريار بحراني را نمايش مي دهند حتي زکرياي نبي را با هاله اي از نور (مانند سريال امام رضا(ع)) به مخاطب عرضه مي کنند اما رسانه ي ملي در اين حوزه به فهم جديدي دست پيداکرده است! مصطفي عقّاد اميرالمؤمنين(ع) را مانند پيامبر(ص) در فيلم (الرساله) نشان داد يعني هيچ تصويري از آن بزرگوار نمايش نداد اما رسانه شيعه ي ما حضرت(ع) را تمام قامت نمايش داد ,امام رضا(ع) را به تصوير کشيد و حالا نيز اين معنا را در مورد يوسف(ع)که وجه ممتازي حتي نسبت به موارد اخير دارد اجرا نموده است.

بايد توجه داشت که بحث فقهي اين موضوع مورد نظر ما نيست؛ شايد اصلاً نمايش معصوم چه پيامبران چه امامان از لحاظ فقهي بلامانع باشد .اما بحث ما از حيث تأثيرگذاري برمخاطب است .

براين اساس بنظر مي رسد رسانه بايد توجه زيادي به اين امر داشته باشد، بي شک معناي رسانه ي ديني اين نيست که مسئولين فرهنگي ورسانه اي ائمه و اولياي الهي را بأيّ نحوٍ کان به عرصه توليد رسانه اي وارد نمايند!بلکه مقصود اين است که تعاليم ومعارف آن بزرگواران در طول توليدات فرهنگي مورد توجه قرار گيرد، و اين همان فصل مميز رسانه ي ديني و دين رسانه اي مي باشد.

 

پي نوشت ها:

1- وبلاگ اختصاصي فرج الله سلحشورhttp://fsalahshur.blogfa.com

2- به نقل ازحجت‌الاسلام حسين انصاريان، خبرگزار برنا از قم به نقل از حوزه علميه قم

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط فرشید سلامت |

دلتنگم و بارونی

 غمگینم و زندونی

 آزرده دلم بانو

  بانو تو که می دونی

 ای گمشده تقدیر از دلهره سرشارم

 این فصل شکفتن نیست

 وقتی تو را کم دارم

 از غربت بین ما انگار نمی ترسی

 دلواپسم از دوری

  می دانی و می پرسی

 من کوه ترین بودم تقدیر تو آبم کرد

 اندوه منو بشناس بانو به خودت برگرد

 تکرار یک کابوس هر لحظه و هر روزم

 با وحشت تنهایی می سازم و می سوزم

 از همهمه می ترسم

 می ترسم از این مردم

  می ترسم از این کابوس از این من سر در گم

 شاید که تو حق داری من کوچه بن بستم

 بی پرده بگم بانو از دست خودم خستم

 می ترسم از این غربت از این غم شاعر کش

 دل تنگ تو می مونم 

                                                   بانو به سلامت خوش...

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 توسط فرشید سلامت |

راديو در ايران 69 ساله شد

 راديو در ايران پس از گذشت فراز و نشيب‌هاي بسيار 69 ساله شد. آن هم در حالي كه كاركردهاي بسياري به آن اضافه شده و ماموريتش در قرن بيست و يكم تغيير كرده است


راديو و تلويزيون فارس، نخستين فرستنده بي‌سيم موج بلند تهران و شهرهاي تبريز، مشهد، كرمان،كرمانشاه و خرمشهر با 20 كيلو وات قدرت و دكلي با طول 120 متر در ساعت 3 بعد از ظهر روز چهارم ارديبهشت ماه سال 1305 شروع به كار كرد. 
يكسال پيش از تأسيس اين ايستگاه فرستنده، «مدرسه بي‌سيم قشون كل» به منظور تعليم و تجهيز نيروي انساني مورد نياز در وزارت جنگ،گشوده شد و با گسترش فعاليت‌ها و فراهم آمدن مقدمات ايجاد فرستنده‌هاي موج كوتاه، گروهي از كاركنان بي سيم نيز براي آموزش‌هاي تخصصي به فرانسه رفتند.
سال‌ها از افتتاح راديو گذشت و به تدريج انديشه ايجاد راديو قوت گرفت. چرا كه در آن روزها كشورهاي جهان يكي پس از ديگري راديوهاي خود را به كار مي‌انداختند و به دنبال تصويب اساسنامه سازمان پرورش افكار، (با هدف كنترل و هدايت افكار عمومي)در دوازدهم دي ماه 1317كميسيون‌هاي شش‌گانه آن از جمله راديو تشكيل شدند.
كميسيون راديو در بهمن ماه 1317 ساخت دو دستگاه فرستنده موج كوتاه به قدرت 2 و 20 كيلو وات را به كمپاني استاندارد انگليس سفارش داد. همزمان با سفارش خريد دو دستگاه فرستنده موج كوتاه، وزارت پست و تلگراف دستور داد تا عمارت مخصوصي براي استوديوي راديو تهران كه ضمناً مركز مخابرات تلگرافي و تلفني بي سيم نيز باشد در داخل شهر ساخته شود. اشغال ايران توسط متفقين، ساخت اين استوديو را كه قرار بود يك شركت آلماني به نام «هوختين» انجام دهد، غير ممكن ساخت. از طرف ديگر چون مقرر شده بود راه اندازي راديو به فوريت آغاز شود يكي از اتاق‌هاي عمارت مركز فرستنده بي سيم پهلوي تبديل به استوديوي كوچكي شد تا بناي ساختمان استوديو به طور موقت از آن استفاده شود و جنگ جهاني دوم تحويل دستگاه‌هاي فرستنده موج كوتاه را به تاخير انداخت.
بنابراين وزارت پست و تلگراف و تلفن براي تأمين منظور فوق يك دستگاه فرستنده تلگرافي و تلفني موج كوتاه را به قدرت 2 كيلو وات،براي راديو به كار گرفت.كار نصب و راه اندازي اين فرستنده در اواخر سال 1318 صورت گرفت. پس از نصب دستگاه فرستنده و آماده‌سازي يك استوديوي موقت در عمارت بي سيم پهلوي، سرانجام راديو تهران در چهارم ارديبهشت ماه 1319 افتتاح شد.

*تحولات راديو در دهه 50

پس از پايان جنگ، به تدريج امكان تجهيز راديو و خريد و دريافت وسايل فراهم شد و سرانجام سال 1327 نخستين استوديوي راديويي يا اداره انتشارات و تبليغات واقع در ميدان ارگ ساخته شد. در سال 1330 استوديوي ديگري نيز ساخته شد ولي جز آنكه پخش اخبار و برخي از برنامه‌ها به اين استوديو منتقل شود، تحول ديگري در راديو به وجود نيامد.
بعد از روي كار آمدن دولت مصدق و كودتاي 28 مرداد، راديو دچار تحولات اساسي شد و از محوريت پخش موسيقي به پخش اخبار و اطلاع رساني روي آورد. در سال 1336 ايستگاه راديويي «راديو ايران» با 100 كيلو وات قدرت افتتاح شدو فرستنده قديمي«راديو تهران»نام گرفت.
گسترش شبكه راديويي كشور از سال1348 تا 1350 بر عهده وزارت پست و تلگراف و تلفن بود و در سال 1350، پس از ادغام راديو و تلويزيون، اين مهم در شمار مسؤوليت‌هاي سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران درآمد.
راديو در ابتدا به عنوان ابزاري كه موسيقي پخش مي‏كند، در ذهنيت جامعه ما جاي گرفت. نگاهي به فهرست برنامه‌هاي راديو در آغاز نشان مي‏دهد كه موسيقي بخش عمده‌اي را تشكيل مي‌داد و اخبار و گفتار در مرتبه‌هاي بعدي جاي داشتند. گفتارها شامل تاريخ و جغرافياي ايران، كشاورزي، خانه داري و مانند آنها بود و هدف خاصي را دنبال نمي‌كردند. اين روند برنامه‌ها تا سال 1330 ادامه داشت. از سال 1332 به منظور زمينه‌سازي براي تغييرات مورد نظر رژيم، راديو زمينه اصلاحات اراضي را فراهم مي‌كرد. در سال 1339 راديو بيست و چهار ساعته شد و ساعت‌هاي پخش محلي گسترش يافت. در نيمه اول دهه 40 برنامه دوم راديو و سال 1346 برنامه سوم تهران و فرستنده اف. ام (FM) به مجموع برنامه‌هاي راديويي افزوده شدند.

*اهداف‌ و تشكيلات‌ راديو در بدو تاسيس

اداره‌ راديو در بدو تاسيس‌ به‌ اداره‌ كل‌ انتشارات ‌و تبليغات‌ به‌ مديريت‌ عيسي‌ صديق‌ اعلم،استاد دانشگاه‌ واگذار شد. اهداف‌ و وظايف‌ اين‌ اداره‌ در آن سال‌ها عبارت‌ بودند از:
-تعيين‌ سياست‌ و خط مشي‌ راديو
-توسعه‌ فرهنگ‌ عمومي‌
-شرح‌ تحولات‌ كشور
-رعايت‌ كامل‌ سياست‌ دولت‌ در انتشار اخبار
-تاسيس‌ مدرسه‌ براي‌ تربيت‌ خطيب‌، قصه‌گو،شاهنامه‌ خوان‌
-نصب‌ راديو و بلندگوي‌ عمومي‌ در مركز شهر
-تاسيس‌ مدرسه‌ هنرپيشگي

از 69 سال تاسيس راديو در ايران درحالي مي گذرد كه اين رسانه امروز در كاركرد خود دچار تحولات بسياري شده و در كنار ساير رسانه هاي پرقدرت و جذاب همچنان تلاش مي كند تا باقي بماند و بتواند كاركرد اصلي خود را حفظ كند.
راديو در سالي كه گذشت فراز و نشيب هاي بسياري را به خود ديد كه از جمله آنها مي توان به تغيير معاونت صدا، تغيير مدير راديو جوان، ديجيتالي شدن استوديوهاي پخش، راه اندازي راديو ايران صدا و ... اشاره كرد.

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 توسط فرشید سلامت |

شکفه و شکایت

 

واقعا نه من نه تو و نه کس دیگه ای نمی تونه بفهمه که توی دل بعضی از آدمها چی می گذره چه خبره یا اصلا دل بعضی از ماها از چی گرفته.

هیچکی نمی تونه بفهمه که صدام از چی گرفته:

اصلا تا حالا از خودتون پرسیدید چرا من بعضی وقتها از غم می نویسم، اصلا تا حالا شده اینقدر گریه کنید که صداتون بگیره ؟

هیچکی نمی مونه تا با من  توی راهم همسفر شه :

تا حالا شده توی این دنیای به این بزرگی یه نفر ثابت باهاتون تا آخر بمونه و بهتون بی معرفتی نکنه و عاشقونه دوستتون داشته باشه و فقط و فقط با شما باشه و بهتون وفادار بمونه.

آخه می ترسه که با من با دل من در به در شه:

و بالاخره یه جوری رهامون می کنه میره چرا ؟ نمی دونم. شاید مشکل بعضی از ماها صداقت و بزرگیمون باشه که ممکنه بعضی ها از این صداقت سوء استفاده کنند.

هیچکی نمی دونه که چشمام چرا همیشه خیس خیس:

بعضی از آدمها که ما دوستشون داریم بهشون عشق می ورزیم و خیلی باهاشون هستیمو عاشقونه دوستشون داریم یه دفعه میزارنو میرن و پشت سرشون هم نگاه نمی کنند و ما براشون غم و غصه می خوریم براشون اشک میریزیم اما اونا لیاقت اشکای من و تو رو ندارند.

چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمی نویسه:

اینقدر ما............داریم ..................................................................................................................

هیچکی نمی دونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته:

اصلا چرا هیچ آدمیی از درد دل طرف مقابلش چیزی نمی دونه یا چرا کسی نمی دونه آدمها چند بار توی زندگی شکست خوردن آدمها چند بار قلبشون شکسته ؟

آخه تو کلبه ی سوت و کور تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه می دونم اگه تا لحظه ی مرگم بگردم دنبالش پیدا نمی شه:

و کلام آخر اینکه بعضی از آدمها فکر می کنند اینقدر بزرگند اینقدر غرور دارند که به خودشون اجازه نمی دهند که یه نفر دوسش داشته باشه، البته خودم همه ی اینارو تجربه کردمو دیدم، دیدم که هر چی با طرف با صدا قت برخورد کنی با بزرگی برخود کنی براش مرام و معرفت خرج کنی اون ازت سو ء استفاده می کنه و تو ازش گله می کنی باهاش بحث می کنی و همیشه تو از دستش ناراحتی و تو اینقدر بزرگی که بازم اونو می بخشی .

بازم دوست نداری توی اوج نارحتی و عصبانیتت اونو از خودت برنجونی دوست نداری یه چروک کوچولو به پبشونیش بیفته و اون آخرش با یه دوست دارم از این رو به اون روت می کنه وباز هم کارای قبلشو تکرار می کنه و باز هم می گه دوست دارم.

ببین ما آدمها چه جوری و به چه راحتی از کلمه ها هم سو اسفاده می کنیم ؟

پس تویی که نشستی داری میخونی:

مطمئن باش که ...........

اما امسال تولد دوباره من هست .......... به امید خدا

 

 

شنبه بیست و نهم فروردین 1388 توسط فرشید سلامت |

سلام

سلام .

شرمنده  دیر کردم .

اول از همه سال نو مبارک .

امیدوارم توی این سال در تمام مراحل زندگیتون موفق باشید و پله های پیشرفت رو سه تا سه تا برید بالا.

یه  دل نوشته ی قشنگ نوشتم خاستم شما هم بخونید شاید دل شما هم مثل دل من بود شاید مثل هم بودیم.

بخونیدش :

خدایا یادته تمام دنیای من توی موج چشمای آدمای خسته جا می موند ؟

یادته کشتیه آرزوهامو توی دریای چشمام انداختم  تا توی دنیا دیده شم ؟

حالا دنیا رو دیدم.

چهره ای نیل گونه

دنیا توی چشمام خلاصه شدند.

خدایا از این سفر، دریای چشمامو  هدیه برای تو  آوردم.

 

شنبه بیست و نهم فروردین 1388 توسط فرشید سلامت |

عکس

نمایش : شبح شرقی سگ

به کارگردانی مجید واحدیزاده

چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط فرشید سلامت |

فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) تسلیت باد

کربلا بود و آسمان نیلی          خورد بر روی دختران سیلی

کم کم از یاد ما مصیبت رفت          کربلا شد دو روز تعطیلی

وبلاگ .::. عشق بازیگر .::. ، فرارسيدن ایام سوگواری امام حسین (ع) بر همه

مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تسلیت مي‌گويد.

چهارشنبه یازدهم دی 1387 توسط فرشید سلامت |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر

مجيد واحدي‌زاده نمايش «حاشيه‌دوزي‌هاي بيرق شيرخورشيد» را براي شركت در بيست‌وهفتمين جشنواره‌ي تئاتر فجر آماده‌ي اجرا مي‌كند.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايش كه اين روزها در دست تمرين است از جمله توليدات فصل اول پروژه‌ي چهارفصل تئاتر ايران است كه قرار است پاييز سال جاري در اردبيل به صحنه برود و پس از آن درجشنواره‌ي فجر اجرا شود.

براساس اين گزارش اين نمايش كه داستان آن برموضوع انقلاب و دفاع مقدس متمركز است، روايتگر ماجراهاي فردي است كه در سال‌هاي پيش از انقلاب به فعاليت‌هاي سياسي گرايش داشته و به‌دليل همين فعاليت‌ها به روستايي پناه مي‌برد. او در آن روستا كه اجراي تعزيه در آن ممنوع شده بوده است، تعزيه‌خواني مي‌كند ودر همين راه نيز جان خود را از دست مي‌دهد.

دراين نمايش بازيگراني هم‌چون علي دانش، محمدرضا خدايي، محمد فتحي،فرشيد سلامت، صمد واحدي‌زاده دركنار مجيد واحدي‌زاده و همراه با گروهي از هنرجويان تئاتر به ايفاي نقش مي‌پردازند.

واحدي‌زاده هم‌چنين سرگرم انجام مقدمات توليد يك مجموعه تله‌تئاتر 30 قسمتي است كه توليد آن بلافاصله بعد از ماه مبارك رمضان آغاز مي‌شود.

اين مجموعه 20 قسمتي در قالب نمايش‌هاي كوتاه 30 قسمتي از شبكه‌ي يك و سيماي استاني اردبيل پخش مي‌شود.

اين مجموعه كه «سالكان» نام دارد درباره‌ي مضامين مذهبي و عرفاني است و احتمال مي‌رود پخش آن از ماه محرم آغاز شود.

واحدي‌زاده پيش از اين قصد داشت نمايش «سبز، سهراب،سرخ» را در گرجستان اجرا كند كه به دليل مناقشات سياسي موجود دراين كشور، اجراي اين نمايش متوقف شد.

سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 توسط فرشید سلامت |

مبعث حضرت رسول اكرم (ص) مبارك باد

زماني كه در غار حرا ندا بر پيامبرص آمد كه بخوان، رسالت محمد با پيام خروج انسان‌ها از تاريكي به سوي روشنايي آغاز شد. بعثت پيامبر اكرم‌ص شروع رهايي انسان از بندگي مخلوقات و خلاصي از جميع پليدي‌ها و زشتي‌ها و پيوستن او به يگانه منشاء عالم و پذيرش توحيد بود. اين واقعه بزرگ‌ترين نعمت خداوند براي بشر بود.

خداوند با ارسال محمد مصطفي راه نجات و سعادت در دنيا و آخرت را براي انسان تامين كرد، اما يكي از مسائلي كه همواره در نزد انديشمندان بزرگ وجود داشته، ضرورت ارسال انبيا از سوي خداوند بوده و اين كه آيا نجات و سعادت بشر از طريق ديگري ممكن نيست؟ در مقاله‌اي كه اكنون مي‌خوانيد، به اين بحث پرداخته شده است و در نهايت نويسنده ، ارسال انبيا را از جانب عقل ضروري مي‌داند.

سه شنبه هشتم مرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

آلبوم تصویری از مراسم تشییع جنازه خسرو شکیبایی

یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط فرشید سلامت |

اهل کاشانم

صدا برای دانلود

اهل کاشانم.

روزگارم بد نیست.

تکه نانی دارم، خورده هوشی، سر سوزن ذوقی.

مادری دارم، بهتر از برگ درخت.

دوستانی ، بهتر از آب روان.

و خدایی که در این نزدیکی است:

لای این شب بو‌ها ، پای آن کاج بلند.

روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

من مسلمانم.

قبله‌ام یک گل سرخ.

جانمازم چشمه، مُهرم نور.

دشت سجاده من.

من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه.

جریان دارد طیف.

سنگ از پشت نمازم پیداست:

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می‌خوانم.

که اذانش را باد، گفته باشد سر گلدسته سرو.

من نمازم را، پی «تکبیرة الاحرام» علف می‌خوانم،

پی «قد قامت» موج.

کعبه‌ام بر لب آب،

کعبه‌ام زیر اقاقی‌هاست.

کعبه‌ام مثل نسیم، می‌رود باغ به باغ، می‌رود شهر به شهر.

«حجرالاسود» من روشنی باغچه است.

اهل کاشانم.

پیشه‌ام نقاشی است:

گاه ‌گاهی قفسی می‌سازم با رنگ، می‌فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است

دل تنهایی‌تان تازه شود.

چه خیالی ، چه خیالی ، ... می‌دانم

پرده‌ام بی جان است.

خوب می‌دانم، حوض نقاشی من بی ماهی است.

جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط فرشید سلامت |

يا علي مي تابد و عالم منور مي شود

نام تو را زياد شنيديم، در حسرت مرام تو مانده‌
اي اولي كه سكه مردي تا همچنان به نام تو مانده‌
تو واژه‌اي به ژرفي دريا، تو مشكلي به هيات آسان‌
اي تا هميشه پاي قلم‌ها در بحر عين و لام تو مانده‌
اي عاشقان براي پرستش  تا بوده  بعد حق به تو مديون‌
اي شاعران براي سرودن تا هست، تا هست زير وام تو مانده‌
عقل آسمان اين همه عاقل، در پله نخست تو عاجز
عشق افتخار آن همه مجنون، زنجيري مدام تو مانده‌
هم ماه در حضور تو كودك، هم مهر در ركاب تو تاريك‌
هم روز در مسير تو لنگان، هم شب در احترام تو مانده‌
اي هر كه ديده رنگ ملامت، لبخند تو شكسته و زخمي‌
اي هر كه برده لذت شيرين، همواره تلخ كام تو مانده‌
از داغ فقر و قحط عدالت، از گند زور و لاشه تسليم‌
بعد از چقدر سال نرفته است بويي كه در مشام تو مانده‌
بعد از چقدر سال كه گفتي، بعد از چقدر گوش كه نشنيد
آنك به سوي ظالم و مظلوم، انگشت اتهام تو مانده‌
نهج‌البلاغه كو كه بخوانند، نهج‌البلاغه كو كه بفهمند
اين گوش‌ها چقدر هراسان،‌ از سيلي كلام تو مانده‌
بادا كه تا هنوز بيفتد اينجا كلاه از سر دنيا
بيچاره او كه خيره‌سرانه دنبال گرد بام تو مانده‌
ما هر قدر كه خاك تو باشيم، قنبر يكي است مثل خود تو
فخر فقط براي تو بودن در قبضه غلام تو مانده‌
آه اي تمام! ‌من چه بگويم تا تمام شود شعر
گفتم تمام خوب نگفتم، كو مهدي، انتقام تو مانده‌

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 توسط فرشید سلامت |

شانزدهمين جشنواره توليدات راديويي و تلويزيوني مراکز استانها – 1387

۱

اردبيل

ايلقار

نمايش تک قسمتي

مجيد واحدي زاده

بازيگراول مرد

۲

اردبيل

ائل بير- ال بير

سال اتحاد ملي

فرخ غني زاده

تهيه کننده

۳

اردبيل

ائل بير- ال بير

سال اتحاد ملي

صغري فرشي

گوينده

۴

اردبيل

ائل بير- ال بير

سال اتحاد ملي

حسن صادق

صدابردار

۵

اردبيل

ائل ادبياتي

فرهنگي

اصغر تقايي

تهيه کننده منتخب

۶

اردبيل

محسن نريماني

مدير توليد

۷

اردبيل

مهدي مرادخاني

مدير پخش

آرزوی موفقت به تمامی همکاران عزیز مخصوصا  استاد عزیزم  مجید واحدی زاده

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

برنامه های هفتمین جشنواره تئاتر بانوان تشریح شد

برنامه های هفتمین جشنواره تئاتر بانوان تشریح شد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:نشست خبری هفتمین جشنواره سراسری تئاتر بانوان امروز با حضور مریم معترف دبیر جشنواره، مهرداد بیات قائم مقام دبیر جشنواره و علی اکبر قاضی نظام مدیر هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنر شهرداری تهران در محل معاونت هنری سازمان برگزار شد.
به گزارش روز یکشنبه خبرنگار تئاتر باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، مریم معترف دبیر جشنواره در خصوص هفتمین جشنواره تئاتر بانوان گفت: جشنواره از چهار تیرماه شروع و تا دوازدهم ادامه دارد و به مناسبت تولد حضرت فاطمه (س) در باغ موزه هنر جشنی با حضور هنرمندان جشنواره برای آشنایی هنرمندان تهران و شهرستان بر پا می شود که از روز بعد در تالارهای مولوی، تالار نمایش مهر و ... به اجرا در می آید.
وی افزود: در بخش خیابانی، سه نمایش ویژه در پارک ها، ترمینال ها، راه آهن و در مقابل دادگاه اطفال اجرا می شود.
معترف خاطرنشان کرد: زمانی که یک فراخوان داده می شود نمایشنامه نویسی ها با فراغ بال به نوشتن می پردازند ولی متاسفانه بیشتر جشنواره ها در آخرین لحظه ها برنامه ریزی می شوند و جشنواره تئاتر بانوان نیز که باید تقریبا یک سال برایش برنامه ریزی می شد طی دو ماه اجرا و دبیری آن به من واگذار شد.
مریم معترف افزود:در طی برگزاری جشنواره تعدادی از این هنرمندان به نام های فاطمه معتمد آریا، گلاب آدینه، رضا کیانیان، حمید سمندریان و نغمه ثمینی هر شب با هنرمندان به گپ و گفت و گو می پردازند.
وی ادامه داد: از 500 متن فرستاده شده بازخوان ها در دو مرحله شروع به کار کردند و 225 متن در مرحله نهایی انتخاب که از این تعداد 80 نمایشنامه پذیرفته شد که حدود 40 نمایش مربوط به تهران و 40 نمایش مربوط به شهرستانهاست که کار بازخوانی این بخش را حسین رازی، چیثتا یثربی و جمشید خانی برعهده گرفتند. 

وی خاطرنشان کرد: تمام تلاش ها صورت گرفت تا نتیجه گیری تا 24 خردادماه انجام و جمع بندی نهایی صورت گیرد و از این تعداد بازبینی 21 نمایش صحنه ای و 12 نمایش خیابانی که از این 21 نمایش سه نمایش بخش جنبی و 18 مسابقه پذیرفه شدند.
وی افزود: با توجه به اینکه مریم معترف دبیر جشنواره به بخش شهرستان ها توجه ویژه ای دارد و نمایش های شهرستان ها نسبت به تهران در بخش خیابانی بیش از 40 درصد و در بخش صحنه بیش از 55 درصد بوده که این یک امتیاز است.
علی اکبر قاضی نظام مدیر هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در ادامه این نشست درخصوص بروجردی دبیر قبلی جشنواره گفت: بروجردی مسوول تئاتر بانوان در سازمان است و اگر تلاش های وی نبود پنجمین و ششمین دوره جشنواره نیز برگزار نمی شد.

وی از یک نمایش به نام عروس پیامبر خبرداد و افزود: این نمایش یک مضمون دینی دارد که جزئی از نمایش ها است.
گزارش خبرنگار تئاتر ایسکانیوز حاکیست،هفتمین جشنواره‌ی سراسری تئاتر بانوان از چهارم تا دوازدهم تیرماه سال جاری در سه سالن تئاتری برپا می‌شود.

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

اجرای نمايش «عروس پيامبر» در جشنواره تئاتر بانوان

نمايش «عروس پيامبر» به نويسندگی «حسن باستانی» و كارگردانی «مجيد واحدی زاده» در هفتمين جشنواره تئاتر بانوان كه از هشتم تيرماه در تهران برگزار خواهد شد، به روی صحنه می‌رود

 به گزارش آینده روشن، اين نمايش كه بر اساس زندگی «شهربانو» ساخته شده، زندگی وی را از روز سقوط امپراتوری ايران تا واقعه عاشورا نشان می‌دهد.

نمايش «عروس پيامبر» توسط گروه تئاتر فروغ اردبيل و با بازی صمد واحدی‌زاده،فرشیدسلامت، محمد فتحی، علی دانش، محمدرضا خدايی، ژيلا شاهی، كاظم صاحب  به روی صحنه خواهد رفت.

 گروه تئاتر فروغ اسفندماه سال گذشته نيز نمايش «بانوی نور» را درباره زندگی حضرت فاطمه  به كارگردانی مجيدواحدی زاده و نويسندگی محمدباقر نباتی‌مقدم، به مدت ده روز در فرهنگسرای فدك اردبيل به اجرای عمومی گذاشته بود

 

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

اثار راه یافته به جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز

 صدا و سیمای مرکز اردبیل برای حضور در شانزدهمین جشنواره مراکز استانها

 نمایش تک قسمتی ایلقار، نمایش کوتاه گزارش رادیوئی، مستند گزارشی نیارا،برنامه طنز سوقات آباد،برنامه اوتن خاطره لر، برنامه ابداعی مثنوی عشق، آرم استیشن رادیو اردبیل، آنونس رادیوئی ائل سوزو، برنامه انتخاب، و سیمای مرکز نیز با ارسال برنامه ای با عنوان هم آوایی ومرکز اردبیل ، در بخش موسیقی هم ابا ارسال موسیقی آب(کودک و نوجوان، شهید(ارکمسترال بی کلام)،آنا(ارکسترال با کلام)، فراقین اودو(محلی مقامی با کلام)، شن رقصی(محلی مقامی بی کلام)،گونش اوچون(محلی مقامی یی کلام تکنوازی قوپوز)، تک خوان(مقامی – راست با گوشه هایش )و واحد اطلاعات و اخبار مرکز نیز با ارسال آثاری تحت عناوین:گزارش خبری رادیویی چاووشی خوانی در عنبران، ماموریت شبانه، طشت گذاری در اردبیل،گزارش خبری تلویزیونی دانش آموز معلول، طشت گذاری در هیر، حلوای سیاه، خبر مکتوب رفتگر درستگار در گیوی، قطعی گاز و پیامدهای آن در استان اردبیل و در بخش ویژه نیز هدیه رئیس جمهور وهمچنین در بخش تحقیقات نیز با ارسال تحقیق بزم و رزم، تحقیق و بررسی عوامل موثر بر تخریب جنگل فندقلو و تحقیق تحلیل محتوای مجموعه برنامه تلویزیونی چوخ ممنون در شانزدهمین جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز استانها شرکت کرده  است.

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

ايران تئاتر - سرویس خبر

مجید واحدی‌زاده: به زودی رخوت و رکود جای خود را به حرکت و خیزش خواهد داد

مجید واحدی‌زاده گفت: برنامه اردیبهشت تئاتر نخستین اقدام در خصوص گستردگی تئاتر به حساب می‌آید.
این نویسنده و کارگردان تئاتر اردبیل با اعلام این مطلب به سایت ایران تئاتر گفت: برگزاری اردیبهشت تئاتر اتفاق خوبی بود که برای تئاتر کشور رخ داد اما مشکلات خاص خود را نیز به همراه داشت که مهم‌ترین آن مسایل مادی و بودجه بود.
همچنین این مراسم که قرار بود در تمام استان‌های کشور برگزار شود با مشکلات هماهنگی نیز مواجه بود.
وی در ادامه افزود: برنامه اردیبهشت تئاتر تلنگری بر پیکره رخوت گرفته تئاتر شهرستان‌ها محسوب می‌شود تا کلمه تئاتر مدنظر مسئولان فرهنگی قرار گیرد.
به شخصه به عنوان یک عضو کوچک جامعه تئاتر، برنامه اردیبهشت تئاتر را مفید می‌دانم و امیدوارم طی سال‌های آینده نیز ادامه پیدا کند.
این کارگردان افزود: تا جایی که شاهد بودم 30 مرکز استان کشور درگیر برگزاری این برنامه بودند اما بهتر است وقتی یک ماه خاص را به تئاتر اختصاص می‌دهند حرکت در سراسر کشور اتفاق بیفتد و شاهد تولید تئاتر، کنفرانس‌ها و... باشیم.
واحدی‌زاده در ارتباط با وضعیت تئاتر استان‌هاگفت: از سال 1383 و 1384 به بعد، با توجه به برنامه‌ریزی‌هایی نوعی رخوت و رکود در شهرستان‌ها به وجود آمده چرا که دچار سیستم بیست و چند ساله جشنواره‌زدگی بودیم و تغییر آن نیز معضلاتی را به همراه داشت اما از ابتدای سال جاری با توجه به سر و سامان دادن به انجمن‌های نمایش و تغییر شکل هویت این انجمن‌ها، شرایط تغییر خواهد کرد و شاهد اتفاقات مطلوب‌تری خواهیم بود و این رخوت و رکود جای خود را به حرکت و خیزش خواهد داد.

 

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

جشنواره تئاتر بانوان

21 اثر نمايشي در بخش صحنه‌اي هفتمين جشنواره تئاتر بانوان اجرا مي‌شوند


17 اثر نمايشي در بخش مسابقه‌ صحنه‌اي و 4 نمايش در بخش جنبي هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان اجرا مي‌شوند.
به گزارش دريافتي سايت ايران‌تئاتر از روابط عمومي هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان نمايش‌هاي
"عروس پيامبر" نوشته حسن باستاني و به کارگرداني مجيد واحدي‌زاده از اردبيل
"سوز ماهي" نوشته عليرضا زارعي و به کارگرداني مشترک عليرضا زارعي و باقر رمضان زاده از ميناب
"يک روز روشن خدا" نوشته يوسف فخرايي و به کارگرداني پوريا کريمي از لاهيجان
"رستگاري در ساعت 25" نوشته حميدرضا نعيمي و به کارگرداني سيعد جمشيدي از کرمانشاه
شکل پنجم آفرينش" نوشته عليرضا حنيفي و به کارگرداني ياسر محمودي از ساري
"شب هزار و يکم" نوشته بهرام بيضايي و به کارگرداني سارا نيک‌طبيعت از ر شت
"خانه" نوشته زهره مجابي و به کارگرداني تلما حسين‌پور از رشت،
ماه در محاق" نوشته علي بانگين و به کارگرداني کريم علي‌خواه از اروميه،
خيال روي خط موازي" نوشته ميلاد اکبرنژاد و به کارگرداني هادي شيباني از تربت حيدريه، "تنهايي و سکوت بر پهنه برهوت" نوشته و کار ماندانا عبقري از تهران، "زنان مشروطه" نوشته امير امجد و به کارگرداني پريناز آل آقا از تهران، "مثل هيچ کس" نوشته علي کوچکي و به کارگرداغني بهار کريم‌زاده از تهران، "بازيگر و زنش" نوشته علي نصيريان و به کارگرداني بهناز جعفري از تهران "بيست سال و نه ماه و سيزده روز" نوشته زهرا فرجي و به کارگرداني آرش فصيح از تهران "ماريانا پيندا" نوشته و کار بنفشه اعرابي، "گادن پارتي در برف" نوشته چيستا يثربي و به کارگرداني پرستو گلستاني از تهران و نمايش"راحيل" نوشته چيستا يثربي و به کارگرداني مسعود منصوري از تهران در بخش مسابقه نمايش‌هاي صحنه‌اي هفتمين جشنواره تئاتر بانوان اجرا مي‌شوند.
در بخشي جنبي هم نمايش‌هاي"همسري براي زندگي" نوشته"يوجين اونيل" و به کارگرداني امير قرباني از تربت حيدريه، "مثل خاري در انگشت" نوشته"فرانسواز ساگان" و به کارگرداني حنانه قشنگي از تبريز، "سياوش و سودابه" نوشته گئورگ دافي و به کارگرداني علي برجي از تهران و نمايش"عروس پستي دو قبضه" نوشته داريس‌ هاوارد و به کارگرداني فرهاد تجويدي از تهران به صحنه مي‌روند.
هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان از 4 تا 15 تيرماه در سه بخش مسابقه نمايش صحنه‌اي مسابقه نمايش‌هاي خياباني و بخش جنبي صحنه‌اي و خياباني در تهران برپا مي‌شود

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |

ايوب آقاخاني برنامه ......................

ايوب آقاخاني برنامه سه روزه کارگاه آموزشي چهار فصل تئاتر را تشريح کرد
 
 

نخستين کارگاه آموزشي پروژه چهارفصل تئاتر ايران از سه شنبه 21 تا پنج‌شنبه 23 خرداد به مدت سه روز در تهران برگزار مي‌شود.
ايوب آقاخاني، مسئول پروژه چهار فصل تئاتر ايران به سايت ايران‌تئاتر اعلام کرد: سه‌شنبه 21 خرداد ساعت 9 صبح تا 30/12 اولين کارگاه با حضور اکبر عسگري، داستان‌نويس حوزه جنگ برگزار مي‌شود. در اين جلسه مروري بر داستان‌ها و وقايع مستند جنگ و انقلاب اسلامي و زمينه‌هاي دراماتيک مهجور مانده در اين دو پديده انجام خواهد شد.
بعد از ظهر اين روز نيز ساعت 15 تا 30/18 با دو موضوع چهار فصل تئاتر و چند و چون پرهيز و گريز از شعارزدگي در آثار انديشه محور گفت‌وگو خواهيم داشت و خود من به عنوان مسئول پروژه صحبت خواهم کرد.
وي برنامه دومين روز کارگاه را معرفي کرده و توضيح داد: در چهارشنبه 21 خرداد ماه نيز کارگاه ساعت 9 تا 30/12 با حضور نغمه ثميني، محمد يعقوبي و خود به عنوان من اولين بخش ورک‌شاپ بررسي قوت و ضعف‌هاي مربوط به طرح‌هاي شرکت کنندگان پذيرفته شده در فصل نخست چهار فصل تئاتر برگزار مي‌شود. بعدازظهر نيز در ساعت 15 تا 30/18 کارگاه نمايشنامه‌نويسي با حضور دکتر نغمه ثميني برگزار خواهد شد.
آقاخاني برنامه روز سوم کارگاه‌ها را چنين معرفي کرد: صبح روز پنج‌شنبه 23 خرداد ساعت 9 تا 30/12 بخش دوم ورک‌شاپ بررسي قوت و ضعف‌هاي مربوط به طرح‌هاي شرکت کنندگان با حضور نغمه ثميني، محمد يعقوبي و من برگزار مي‌شود. بعدازظهر اين روز در ساعت 15 تا 30/18 محمد يعقوبي با موضوع فرآيند رسيدن به پلات اوليه و نگارش نمايشنامه کامل بر اساس مستندات جنگ و زمينه‌هاي ادبي، ورک‌شاپ خواهد داشت. وي افراد دعوت شده به کارگاه‌هاي فصل اول را 19 تن اعلام کرد: احمدرضا جندقي از گلستان، سيدحسين فدايي‌حسين از قم، سعيد تشکري از خراسان، عليرضا حنيفي از کردستان، خسرو اميري از کرمانشاه، آرش عباسي از همدان، جهانشير ياراحمدي از بوشهر،
مجيد واحدي‌زاده از اردبيل،
حسين سرپرست از گيلان، يعقوب صديق‌جمالي از آذربايجان شرقي، مهدي شفيعي زرگر از خوزستان، اکبر حسني از مرکزي، ندا ثابتي از تهران، محمدباقر نباتي از اردبيل، رحمان هوشياري از کرمانشاه، سيدابوالفضل هاشمي از سيستان و بلوچستان، رامين راستي از آذربايجان شرقي، حسن عابدي از خراسان شمالي و علي نرگس‌نژاد از کهگيلويه و بويراحمد براي شرکت در اين کارگاه سه روزه به تهران دعوت شده‌اند.
وي در پايان تصريح کرد: تمامي کارگاه‌ها در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار خواهد شد و فقط مدعوين، اجازه حضور در آن را خواهند داشت. شرکت کنندگان در طي سه روز اقامت خود از نمايش‌هاي"روياي نيمه‌شب پاييز" ، کانال کميل" و "ماچيسمو" نيز ديدن خواهند کرد.


 

یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 توسط فرشید سلامت |



بازیگر تئاتر و تلویزیون.مجری.نو یسنده نمایش طنز و مدیر تولید
farshid_salamat2000@yahoo.com

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
وبلاگ گروه تئاتر فروغ به زبان انگلیسی
تئاتر فروغ
امین رسولی
سراب
شاهد مجتهد زاده
راديو ، صداي فرهنگ‌ها
تئاتر فراسو
ايران تئاتر
صدا سیما
کارگاه فیلم سینما نو
محمد نباتي مقدم
تئاتر فروهر
سعید نوریان
نخبگان اردبیل
حرفهايي از سر دلتنگی
حسین پاکدل
تئاتر ما
گیلاس وحشی
سیماچه تماشا
گروه تئاتر عروسکي اويون
حسن رشیدی
طناز(دوست من )
درباره سینما و فیلم کوتاه ( بهزاد مولود )
آفتابگردان (سعیده عدلی )
هنر و مردم (کریم عظیمی ججین )
سیماچه ی تماشا
همه چیز از همه جا
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Design By Parstheme